X
تبلیغات
شهرسازان - حکومت طاهریان
امروز همان فردایی است که دیروز در انتظارش به سر می بردی

دولت طاهريان، اولين دولت اسلامي بود كه در دوران خلافت در ايران به وجود آمد و بخش قابل ملاحظه اي از اين سرزمين را به صورت نوع حكومت موروثي محلي از نظارت مستقيم خليفه بغداد خارج كرد. با اين حال، اين دولت در كسب قدرت و حفظ آن، محتاج به اعمال خشونت در مقابل خلفا نشد. طاهر بن حسين،به دلیل رشادتی که در جنگ با امین از خود نشان داد  معروف به " ذواليمينين "شد این لقب به این معنا بود که وی صاحب دو دست راست است که میتواند با هر دو در میدان رزم بجنگد .اين دولت به وسيله وي بنياد شد، از موالي وابسته به قبيله خزاعه از اعراب خراسان بود. طاهر تربيت عربي داشت. خاندانش نيز، ايراني نژاد و فارسي زبان بودند كه از مدت ها پيش درپوشنگ ( فوشنج )‌ هرات شهرت و قدرت داشتند.
  

بنیان گذاری حکومت

طاهر در سال 159 هجری متولد شد و طبعا از زمان بلوغ در تشکیلات اداری و نظامی خراسانوارد گردید.وی نیز امارت پوشنگ را داشت:اما نخستین حضور مهم او همراهی وی با هرثمه بن اعین است که در سال 193 از طرف هارون مامور سرکوبی شورش رافع بن لیث شد
در اواخر خلافت هارون و دردوره اي كه مامون در خراسان اقامت داشت، طاهر و پدرش حسين مورد توجه مامون واقع شدند {طاهر، يكي از ايرانيان خراسان بود كه چون مامون به سال 194 هجري مخالفت خود را نسبت به امين آشكار كرد با وي همداستان شد و به سرداري سپاه وي در چند جنگ سرداران امين را شكست داد و بغداد را محاصره و تسخير نمود و امين را كشت و از اين زمان است كه حكومت ممالك اسلامي به دست خراسانيان افتاد.}
. چون طاهر در كشمكشي كه بين مامون و برادرش امين بر سر خلافت در گرفت، موفق به غلبه بر سپاه امين و تامين خلافت مامون گشت ( 198 ه.ق.)، در دستگاه خلافت حيثيت قابل ملاحظه يافت. چندي بعد، از آنجا كه رفع اغتشاش هايي كه در خراسان به وسيله خوارج روي داده بود ضرورت فوري داشت، و نيز خليفه هم ترجيح مي داد قاتل برادر را از پيش چشم خود دور نمايد، ولايت خراسان را به طاهر تفويض كرد. رفتن طاهر به خراسان از سه جهت مهم بود: 1-خراسان با داشتن امیری لایق از شورش محفوظ میماند 2-طاهر پاداش مناسب خویش را در برابر سرنگونی امین و سپردن خلافت به مامون دریافت می کرد 3-طاهر که با کشتن امین نزد عباسیان مبغوض شده بود با رفتن به خراسان از چشم انها دور میشد. هر چند مامون تردیدهایی درباره انتخاب طاهر داشت و از این که طاهر به سمت استقلال خواهی برود در اندیشه بوداما به هر حال طاهر فردی قدرتمند بود و می توانست هر نوع شورشی را در خراسان سرکوب کند.مامون راه حلی برای این در نظر گرفت و ان این که مراقبی مورد اعتماد همراه او فرستاد تا در صورت تخطی از دستورات وی طاهر را به قتل برساند. تفويض شامل فرمانروايي سيستان و كرمان نيز مي شد و مشتمل بر نظارت بر ماور النهر و احيانَن فتوحات اسلامي در آن نواحي بود. طاهريان زمانى كه استقرار يافتند، براى حفظ موقعيت خود و تامين استقلال ، بيش تر، روش عاقلانه اى در پيش گرفتند سعى كردند قلوب اكثريت مردم را متوجه خود سازند. به همين جهت ، على رغم اكثريت قريب به اتفاق فرمانروايان عرب و ايران ، با عامه مردم بخصوص يا كشاورزان به مدارا رفتار كردند. كوشش نمودند در حوزه حكمرانى آنان انقلاب و شورشى رخ ندهد، سعى كردند مردم را راضى نگهدارند تا بهانه به دست دشمنان خود ندهند در كتاب زين الاخبار گرديزى آمده است :
عبدالله بن طاهر را رسم هاى نيكو بسيار است يكى آن است كه به همه كارداران نامه نوشت كه حجت برگرفتم شما را، تا از خواب بيدار شويد! و از خيرگى بيرون آييد و صلاح خويش بجوييد و با برزيگران ولايت مدارا كنيد، و كشاورزى كه ضعيف گردد، او را قوت دهيد! و بجاى خويش ‍ بازآريد! كه خداى عزوجل از دست هاى ايشان طعام كرده است و از زبان هاى ايشان سلام كرده است و بيداد كردن برايشان حرام است (179) .قلمرو حكومت طاهر، به قول طبري، از بغداد تا دورترين سرزمين هاي شرق را شامل بود. در خراسان طاهر داعيه استقلال يافت و موجب نگراني خليفه گشت. اما بعد از مرگ مشكوك وي كه بلافاصله بعد از حذف نام مامون از خطبه نماز جمعه واقع شد (207ه.ق)خليفه خود را ناچار ديد حكومت خراسان را به پسر وي – "طلحه بن طاهر" – واگذار كند. البته، حكومت خراسان در آن هنگام در واقع تحت سلطه و تصرف وي بود. بدين سان، حكومت خراسان در خاندان طاهر به صورت موروثي در آمد. خليفه هم به اصطلاح با قبول حكومت طلحه به صورت دست نشانده، وابستگي آن را به خلافت بغداد اعاده و تامين كرد .مهمترین گرفتاری طلحه در خراسان خوارج بودند که از ده ها سال پیش از سیستان خراسان را مورد تاخت و تاز خود قرار می دادند زمانی که علی بن عیسی بن ماهان از طرف هامون در خراسان بود حمزه خارجی یکی از نیرومندترین شورش های خارجی را بوجود اورد که تا سالها ادامه داشت.او با نیروهای خود که بیش از همه عرب بودند بارها شهرهای خراسان را به اشغال خود دراوردند.نوشته اند:"مسجد ادینه قصبه سبزوار در روزگار حمزه بن اذرک خارجی خراب گشته بود و مردم نماز جمعه و اعیاد را به خسروجرد می رفتن.". مرکزیت خوارج در سیستان همچنان پا بر جا بود و در زمان طاهریان نیز نبردها ادامه داشت.حمزه خارجی ذر سال 213 در گذشت و از ان پس شورش خوارج فروکش کرد در همین سال طلحه درگذشت

طاهریان بغداد

از زمانی که طاهر بن حسین افزون بر فرمانروایی بر جزیره و شام ریاست شحنه یا پلیس بغداد و نیز مسولیت جمع اوری خراج زمین های حاصل خیز عراق را داشت نفوذ طاهریان در بغداد استوار بود.زمانی که عبد الله بن طاهر در انجا بود قصر بزرگی ساخت که بنام حرم طاهر شهرت یافت.این محل محل سکونت طاهریان بغذاذ طی قریب یک صد سالی بود که مناصب اداری ویژه خود را در بغداد داشتند.پس از رفتن عبد الله بن طاهر به خراسان فرزندانش در بغداد به ترتیب محمد سلیمان و عبیدالله مناصب وی را عهدهدار شده و به عنوان یک خانواده ثروتمند اعمال نفوذ میکردند.انها در قضایای نفذ ترکان در بغداد و تاثیرگذاری انها بر خلیفه و سایر مسایل سیاسی و مالی بغداد به عنوان یک عنصر تصمیم گیرنده نقشی فعال داشتند.

یکی از چهرهای بر جسته انها محمد بن عبد الله بن طاهر بود که روزگاری سخت گرفتار مسایل بغداد قیامهای علویان و شورش ترکان شده بود.عاملان وی در هر نقطه با شورشهایی مواجه بودند که باید انها را ارام میکردند.او خشونت هر چه تمامتر در برابر این شورشها ایستادگی میکرد.زمانی که برادر وی طاهر بن عبدالله در سال248 در خراسان درگذشت مستعین از محمد خواست امیر خراسان شود اما او نپذیرفت.دلیل این امر اهمیت موقعیتی بود که او در بغداد داشته و حتی بر خلیفه نیز اعمال نفوذ میکرد.

در سال 250 هجری یحیی بن عمر علوی در کوفه که تحت نظر طاهریان بود قیام کرد.ان زمان ایوب بن حسن هاشمی از طرف محمد بن عبدالله بن طاهر حاکم بر کوفه بود. وی به عوامل خود دستور داد تا برابرش بایستند.در نبردی که صورت گرفت یحیی بر عبدالله سرخسی عامل دیکر محمد بن عبدالله غلبه کرد. پس از ان یحیی به مناطق اطراف کوفه رفت و زیدیان زیادی اطرافش را گرفتند.این بار نیز امیر طاهری دیگری با سپاهی اراسته به سوی وی رفت.

این زمان یحیی قدرت زیادی یافته و حتی محبوبیت فراوانی میان عامه بغدادیان پیدا کرده بود.در جنگی که در گرفت سپاه یحیی به دلیل ان یارانش افرادی عادی و ناازموده بودند شکست خورد.یحیی کشته شد و سر او برای محمد بن عبدالله بن طاهر در بغداد فرستاده شد.محمد مجلسی اراست سر یحیی را در میان نهاد و برای تبریک ویی مردم در ان مجلس نشست.

این اقدام طاهریان خشم تودهای علاقهمند به اهل بیت پیامبر را برانگیخت و شاعران زیادی که در رثای یحیی شعر گفتند از طاهریان بد گویی کردند.یکی از این شاعران دعبل بن علی خزاعی شاعر برجسته شیعه است که طاهریان را به دلیل برخورد بدشان با علویان سخت نکوهید

استقلال حکومت

استقلال حكومت موروثي خاندان طاهر به صورت يك تحول اداري درآمد و شكل يك تجزيه و انفصال سياسي به خود نگرفت. حكومت طلحه هم در خراسان كه به نيابت از برادرش "عبدالله بن طاهر" منسوب شد، صورت اداري تحول را قابل توجيه ساخت. فرمانروايي طلحه كه شش سالي بيش نكشيد (وفات ربيع الاول 213 ه.ق)صرف مبارزه با خوارج شد. در عين حال، مانند پدر همچنان خراج مقرر را به خليفه مي پرداخت. با اين كار، حكومت خود را از اينكه نوعي طغيان نسبت به فرمانروايي خلافت تلقي شود، حفظ كرد. در دوران فرمان روايي برادرش، عبدالله بن طاهر (230-213 ه.ق.)، قدرت طاهريان به اوج اعتلاي خويش رسيد. بعد از وفات مامون (218 ه.ق) خليفه جديد " المعتصم بالله "هم، با آن كه به ظاهر از عبدلله دل خوشي نداشت، ابقاي او را در حكومت خراسان اجتناب ناپذير يافت. بدين گونه، استقلال طاهريان بعد از مامون نيز، بي تزلزل ماند .

در پايان عهد او،‌ «سيستان» دچار اغتشاش شد و با اعتلاي "يعقوب ليث"، اين منطقه از قلمرو طاهريان جدا گشت(248 ه.ق.). محمد بن طاهر كه بعد از او به امارت رسيد، ‌طبرستان را هم از دست داد (250 ه.ق.)‌ او چندي بعدبه وسيله يعقوب ليث، مغلوب و اسيرشد (‌259 ه.ق.) سرانجام با غلبه صفاريان بر خراسان، فروانروايي طاهريان پايان یافت .

حکومت جدید طاهریان

با آن كه بعدها يك بار ديگر نيز حكومت خراسان چندي به او واگذار شد (271 ه.ق.) ‌ولي قدرت طاهريان ديگر در خراسان هرگز تجديد نشد. امارت طاهريان در خراسان اندكي بيش از نيم قرن طول كشيد. مركز فرمانروايي آنان ابتدا در "مرو" بود و سپس به "نيشابور" منتقل شد. از نامه اي كه طاهر بن حسين به پسرش عبدالله در باب آيين فروانروايي نوشت، مي توان مبناي نظري حكومت آنان را دريافت. اين متن در كتاب " بغداد " ابن طيفور وماخذ ديگر نقل شده است. همچنين از دستورالعمل بخش نامه گونه اي كه عبد الله بن طاهر به عمال خود در ولايت هاي تابع فرستاد، كه متن آن نيز در " زين الااخبار " گرديزي آمده است اين امر دريافت مي شود .

البته لازم به يادآوري است كه در تمام قلمرو آنان با آن كه نام خليفه در خطبه و سكه آورده مي شد، حاكم واقعي امير طاهري بود و خليفه بغداد امكان و مجال اعمال قدرت در امور را نداشت

آشنایی با ادله و اسناد رخ داد پلید پوریم

مدخلی بر ایران شناسی بی دروغ و بی نقاب، ۲


«طاهریان:
۲۵۹-۲۰۶هجری قمری

۱. طاهر بن حسین، ۲۰۶-۲۰۷ هجری قمری. مامون همین که به یاری طاهر و یاران او به خلافت رسید، در سال ۲۰۵ هجری طاهر را به پاس خدماتش به حکومت خراسان منصوب کرد. طاهر یک سال بعد نام مامون را از خطبه انداخت و دعوی استقلال کرد. در سال ۲۰۷ هجری طاهر در مرو درگذشت. چنین مشهور است که مرگ او در شب همان روزی روی داد که دستور داده بود خطبه به نام خلیفه خوانده نشود.

۲. طلحه بن طاهر ۲۰۷ - ۲۱۳ هجری قمری. بعد از درگذشت طاهر فرزندش طلحه جانشین او شد. رویداد مهم دوران امارت او جنگ هایی است که با خوارج سیستان کرد و بر آن ها غالب شد.

۳. عبدالله بن طاهر ۲۱۳ - ۲۳۰ هجری قمری. عبدالله بعد از مرگ برادرش به امارت رسید. ابتدا خوارج را سرکوب کرد، سپس در سال ۲۲۷ هجری به فرمان معتتصم رهسپار جنگ با مازیاربن قارن شد و بر او غلبه کرد.

۴. طاهربن عبدالله ۲۳۰ - ۲۴۸ هجری قمری. بعد از مرگ عبدالله فرزندش طاهر جانشین پدر شد. دوران زمامداری وی جز پاره ای زد و خوردهای محلی رویداد مهم دیگری دربر ندارد.

0.                     محمدبن طاهر ۲۴۸ - ۲۵۹ هجری قمری. محمد آخرین فرد امرای طاهری است که به دلیل ضعف نفس و بی کفایتی، عمالش در ولایات با مردم در نهایت ظلم و ستم رفتار می کردند و در همین زمان دو حریف نیرومند، یکی داعی کبیر و دیگری یعقوب لیث صفاری موجودیت حکومت محمد را به خطر انداخته بودند. در سال ۲۵۰ هجری داعی کبیر سلیمان عامل محمد را از طبرستان راند و در سال ۲۵۹ هجری یعقوب لیث پس از تصرف هرات و نیشابور به حکومت طاهریان پایان داد». (عزیزالله بیات، کلیات تاریخ تطبیقی ایران، ص ۱۳۵)

مختصری از حکومت طاهریان در تاریخ ایران 

این نخستین تصویر تاریخی، پس از قصه های شاهنامه است، که با دو قرن فاصله، در باره ی حوادث سیاسی ایران، از آغاز قرن سوم هجری تا دهه ی ششم آن، تدارک دیده اند. سبک و سیاق این صحنه سازی های نو نیز با نگاه فردوسی همآهنگ است، در آن با نام های بی نشانی آشنا می شویم که در روابطی نامعین و بی بنیان و غیرممکن و افسانه وار و غالبا حماسی، به یکدیگر پیوند خورده اند و به حوادثی بر می خوریم که در واقع امر، وقوع هر یک از آن ها به پیش زمینه های مفصلی از مقدمات تاریخی نیازمند است؛ مقدماتی که کم ترین نشان و اشاره ای از آن در متن فوق نمی بینیم، جملاتی فاقد سند و صورت بندی معقول است که ظاهرا طلوع و غروب و سرنوشت و سیر یک سلسله شصت ساله را در اوان ظهور دوباره ی تحرک تاریخی، در نوار شرقی ایران تعیین می کند، نواری که در آن فقط با حضور بی اقتدار مهاجران نو پای غیر بومی، آشناییم. می توانید به آسانی داده های کنونی درباره ی طاهریان را معکوس و یا جا به جا و از زمان خود و حتی به کلی از تاریخ بیرون کنید، آب از آب تکان نخواهد خورد، کم ترین خلاء اطلاعات تاریخی پدیدار نخواهد شد و شهر و شخص و بنا و مقبره و بازاری بدون صاحب و بی زمانه نمی ماند!!! در این نوع تاریخ سازی های نخستین، حتی به توضیحی در باب گودال دویست ساله و خالی مانده ی تاریخی، از ابتدای اسلام تا آغاز قرن سوم هجری بر نمی خوریم و تلویحا چنین گمان می کنیم که در اثر هجوم بی رحمانه ی اعراب مسلمان، بومیان کهن ایران تا دو قرن حیرت زده و بدون تحرک تاریخی مانده اند. اما اگر از این مورخین بی پروا در دروغ بافی بخواهیم حضور هراس آور آن عرب متجاوز را، با نشانه ای معین، مثلا بنای یک مسجد قرن دوم اثبات کنند، نوبت آنان است که هاج و واج و ساکت و درمانده به مقابل خود خیره شوند! بدین سان و از این طریق است که در چهار سطر، تکلیف دو شاه مقتدر، یکی با نام «طاهر بن عبدالله» و دیگری «عبدالله بن طاهر» را تعیین می کنند! اگر کسی مایل باشد می تواند در میان و یا پس از آنان شاه دیگری با نام «طاهر بن عبدالله بن طاهر» قرار دهد و دوران اقتدار طاهریان را بیست سالی درازتر کند، اتفاقی نخواهد افتاد، معارضی نخواهد داشت و شاید هم به مذاق کسانی گوارا تر بیاید و دل نشین تر شود!!!

نادرستی این تصاویر همان در طبیعت تاریخ سرزمینی مصور است که ساکنین نوارهای تجمع چهار سوی آن، پیشینه ی بومی، تاریخ محلی و حتی نشانه های مشخص فرهنگ ضبط شده در زمان مورد ادعای حضور طاهریان در خراسان و سیستان و غیره ندارند، میان شمال و جنوب و شرق و غرب آن، هشتصد کیلومتر بیابان قفر است و ساخت حکایت هایی در باب اقتدار و ادعای حکومت های محلی در حد لشکر کشی های پیاپی، در طول و عرض هزار کیلومتر و درافتادن با خلیفگان وقت، که نمی دانیم چه گونه به خراسان رسیده اند و به نوبه ی خود مظاهر معمول تاریخی در مکان مورد نظر مدعیان ندارند، در جای هذیان می نشیند، چنان که بر جای ماندگی یک زمام دار، در حد تثبیت نامی در دفتر تاریخ را، به صرف ذکری در چند بیت شعر، قیدی دربرگ های کتاب، نمایش چند سکه در اندازه ها و اجناس مختلف و حتی نقر کتیبه ای بر سینه ی سنگ، که محک آزمایش های لازم را نخورده اند نمی توان اثبات کرد.

تاریخ و نشانه های حضور هیچ ملت و اقلیمی، چنان که در باب تاریخ ایران باب کرده اند، با آرایه و زیور فرهنگی آغاز نمی شود و به همان ها پایان نمی گیرد. اگر سراسر هستی تاریخی ایران پس از اسلام تا زمان صفویه را، چنان که در اجزاء بررسی خواهم کرد، به ذکری در دیوان شعرا، مندرجات کتاب ها، چند تابلوی مینیاتور و تعدادی سکه و ظرف در اندازه و جنس های مختلف، موکول و متکی می کنیم، که همگی در زمره ی عوارض فرهنگی قدرت اند، نه علایم سیاسی و دلیلی بر حضور عینی آن، پس در اصالت این اسناد موکدا تردید کنید، زیرا که مراکز قدرت سیاسی در سرزمین و حوزه ای، پیش از این تظاهرات فرهنگی، به معرفی آبشخور گذران اجتماعی و تظاهرات اقتصادی و تولیدی نیازمندند که مجمل و سربسته ترین سر فصل های آن، با چنین شروح و شروطی پیوند می خورد:

۱. مراکز تولید و تهیه ی لوازم مورد نیاز حکومت و مردم، از کارگاه های سازنده ی تازیانه و شمشیر، تا آهنگری که برای اسب و الاغ آدمیان نعل هلالی می خماند، سفالگری که ظرفی برای شام و نهار اهالی می پزد و زرگری که ظواهر پیوند زناشویی و یا تاج قبله ی عالم را  آماده و عرضه می کند.

۲. مجموعه ابنیه ی مخروبه، اما، بر جای مانده ی حکومتی، که حاکم و سلطانی در آن ساکن بوده و قبه و بارگاهی بر سقف، جای جداگانه برای نشست و خورد و خواب خدم، طویله ای برای اسب و حشم، باغی برای تفرج بزرگان و سالن و سرسرایی برای بار عام، به ضمیمه داشته باشد.

۳. مسجد و مناره ای که وسعت آن بیانگر جمعیت شهر و استحکام و اسلوب آن، نماینده و معرف مرتبه ی مدنیت شود و نوع ایمان مردمی را اعلام کند.

۴. بازار و سرایی که چیزی به عمده و جمله در آن بفروشند، با سراچه هایی تو در تو که کالا در آن انبار کنند، حجره هایی که محل رجوع دلال و مشتری و مظنه گیر و ربا خوار شود تا بررسی بقایای آن، طول و عرض و وسعت تولید، میزان گرفت و داد و حوزه ی امکانات شهری را به آیندگان بنمایاند.

۵. آثاری از راه های رسیدگی شده ی ارتباط، که در آن کاروان ها بگذرند، شهرهایی به هم متصل و ابزاری برای امتزاح آدمیان و اقوام شود.

۶. کاروان سراهایی که به شکل پلکانی در یک مسیر و در مواضع معین، امکان باراندازی و استراحت ساربان و استر و جمل را میسر کند، آب و نان و علوفه ای به از راه رسیدگان بفروشد، در نا به سامانی جوی، امکان اسکان چند روزه را عرضه کند و معماری، وسعت و تعداد حجره های آن، به تاریخ بگوید چه میزان رفت و آمد کالایی و در چه حوزه ی جغرافیایی، به زمان ساخت آن کاروان سراها برقرار بوده است.

۷. ضمایم زندگی شهری، گورستان، گرمابه، گلستان، می و مطرب خانه، جایی برای قبول مهمان و اهل عبور، تعبیه داشته باشد.

۸. و بالاخره ظواهر اثبات حضور و وجود طبقات اجتماعی، به صورت لوازم کاربردی زندگی معمول یا ممتاز، خانه های اشرافی بهره برده از حداکثر استحکام و مهارت سازندگان و مصالح مصطلح روزگار خود، تا معلوم شود که وزراء و صاحبان دیوان و کسب و کار و حجرات و سازندگان و استاد کاران دست اول نیز، بنا بر توان و نیاز خود، عرض اندامی کرده و اثری در محیط خویش به جای گذارده اند.

اگر جامعه ای نتواند لااقل بخش هایی از این مجموعه علایم و امکانات را، به عنوان پایگاه حضور قدرت و مکنت نشان دهد، چنان که در یونان و روم و چین و مصر و بین النهرین عهد سلوکیه قابل دیدار است، پس ادعای وجود سلطان و حاکم و لشکرکشی و عیاشی شبانه و شاعران قصیده گوی صله گیر و هنرمندان و مغنیان و رقصندگان و خواجگان و عمله جات سیاست و سربری و میل کشی چشمان و از این دست قمپزها، جز خیال پردازی نخواهد بود و تنها در متن مینیاتورها واقعیت می گیرد. زیرا نخست باید زمینه هایی برای تولید ثروت فراهم باشد، تا حاکمی سهم خود از آن بطلبد، سپس با آن ذخیره مطرب و شاعر و نقاش و سپاهی و طبیب و فالگیر و معمار و معبّر را به بارگاه خویش بخواند و به خدمت گیرد. بدون این مقدمات هیچ صاحب مقامی، که قدر ماندگاری تاریخی بیارزد، حتی اگر در صد کتاب نام او را برده باشند، صد خمره سکه به نام او بیابند و صد بیت شعر در اوصاف قهر و لطف او سروده باشند، در طشتک تاریخ ظهور نخواهد کرد، زیرا که شعر و کتاب و سکه را می توان در هر زمان و با هر متنی در فضای کوچک اتاقی به دل خواه این و آن آماده کرد، چنان که در متن زیر درباره ی طاهریان، بدون نمایش سجده گاه و سراپرده ای از آنان، آماده کرده اند:

چگونگی تاسیس حکومت

«طاهریان: طاهر بن حسین از سرداران بزرگ مامون بود که او را در رسیدن به قدرت و خلافت یاری نمود. او امین برادر مامون را شکست داده، مقتول ساخت و خلافت را از آن مامون کرد. در دوره خلافت مامون، طاهر امیر خراسان شد. طاهر ایرانی بود و قصد داشت برای خود حکومتی مستقل تشکیل دهد. به همین جهت، به محض آن که فرصت را مناسب یافت، نام مامون را از خطبه حذف کرد و بدین ترتیب اولین حکومت مستقل ایرانی در دوره اسلامی تشکیل شد. این حکومت به نام طاهر، موسس آن، به طاهریان معروف شد. طاهریان پس از آن که به طور کامل حکومت خراسان را در دست گرفتند، نیشابور را به پایتختی برگزیدند، سپس به جنگ خوارج مشغول شدند و آنان را شکست دادند، طاهریان توانستند علاوه بر خراسان، سرزمین های دیگری، مانند سیستان و قسمتی از ماوراء النهر را به تصرف خود درآورند، آن ها به عمران و آبادی و حمایت از کشاورزان علاقه بسیار داشتند. طلحه، پسر طاهر در سال ۲۰۷ هجری به جای پدر حاکم خراسان شد. قلمرو او تا حدود ری را شامل می شد. سپس برادرش، عبدالله و بالاخره طاهربن عبدالله و محمد فرزند او قریب نیم قرن حکومت کردند. این سلسله به دست یعقوب لیث صفاری منقرض گردید. در کتب تاریخ شروع حکومت طاهر را ۲۰۵ هجری نوشته اند، اما براساس بررسی سکه های او که در سال های ۲۰۰ و ۲۰۱ هجری ضرب شده، معلوم می گردد که قبل از تاریخ مذکور حاکم خراسان بوده است، همچنین قبل از رسیدن به حکومت خراسان از طرف مامون اجازه ضرب سکه داشته است. درهمی که سال ۱۹۵ هجری در محمدیه (ری) ضرب شده، از هر حیث شبیه سایر سکه های مامون است، اما نام طاهر در زیر نام خلیفه نوشته شده است. سکه های طاهریان در شهرهای هرات، سمرقند، بخارا، نیشابور، زرنج، بست و محمدیه ضرب شده است. مسکوکات طاهریان کاملا شبیه سکه های عباسی است و به جز سکه هایی که در اواخر حکومت طاهر ذوالیمینین ضرب شده، در سکه سایر جانشینان او نام خلیفه عباسی با نام حاکم طاهری همراه است». (علی اکبر سرفراز، فریدون آور زمانی، سکه های ایران، ص ۱۷۹

سیاست طاهریان از نظر بار تولد وگردیزی و خواند میر

بارتولد درباره سياست طاهريان چنين مي‏نويسد:
عبدالله، كوشيد تا ميزان خراج را دقيقا بررسي و ثابت و مشخص نمايد و نيروي توليدي كشور را بالنتيجه استعداد مرد روستا را براي پرداخت ماليات بيفزايد تحرير احكام شرعي كاريز در سيستم آبياري مصنوعي در زمان وي توسط فقها و علما تدوين گرديد.
در زمان طاهريان، زبان و ادبيات فارسي دوباره زنده شد. زبان دري كه از زمان اشكانيان، در گوشه و كنار اين مملكت به وجود آمده بود، در عصر طاهريان كم كم رو به ترقي گذاشت. به قولي زبان فارسي دري، زبان دربار طاهريان گرديد به علاوه شعراي فارسي زبان چون حنظله بادغيسي، در اين دوره زندگي مي‏كرده‏اند. اما طاهريان به منظور ثبات و قدرت خويش و شايد براي جلب رضايت بغداد، با نهضت‏هاي ايراني، چون بابك خرم دين (208 در آذربايجان) و مازيار بن قارن به سال 224 - كه از لحاظ فكري و عقيدتي، ظاهرا با نهضت‏هاي مذهبي خراسان كه جملگي به منظور استقلال و احياي نظام حكومت ايراني و براندازي خلافت بغداد به مبارزه برخاسته بودند، به جنگ پرداخت و آنان را يكي پس از ديگري از ميان برداشت.
گرديزي در اين باره مي‏نويسد:
مازيار بن قارن، به طبرستان عاصي شد و دين بابك خرم دين بگرفت و جامه سرخ كرد و عبدالله آن جا رفت و با وي حرب كرد و مازيار را بگرفت و به نزد معتصم فرستاد و معتصم فرمود تا مازيار را پانصد تازيانه بزنند و هم اندر روز از آن مرد بمرد.
اين عملكرد عبدالله بن طاهر، مورد قبول ايرانيان مبارز نبود و همين امر، بهترين دليل لشكركشي يعقوب، به خراسان جهت از بين بردن حكومت ابن سلسله مي‏باشد.
خواندمير مي‏نويسد:
«چون يعقوب كس نزد عبدالله فرستاد، و از وي پرسيدند بي حكم و نشان امير المومنين به كجا مي‏آيي؟ قاصد محمد، اين پيغام به يعقوب رسانيد او شمشير از زير مصلا بيرون آورد و گفت: حكم و نشان من اين است و بعد از مراجعت قاصد محمد بن طاهر، مردم متفرق گشته و از خدمتش فرار نمودند»

اصل و ‌نسب طاهريان:

برخي آنها را از تبار منوچهر پادشاه باستاني ايران و برخي نسب آنها را رستم پهلوان اساطيري ايران و گروهي ديگر آنها را از قبيله خزاعه عرب دانسته‌اند و لي بيشتر محققين آنها را از خاندان‌هاي كهن خراسان مي‌دانند كه بعد از سقوط ساسانيان نمايندۀ گروه دهقانان خراسان بودند. حسين،جد مؤسس اين سلسله، را جزء اولين دعوت كنندگان نهضت عباسی در خراسان مي‌دانند. همچنین حسين بن مصعب پدر طاهر در زمان حكومت منصور عباسي موقعيت و اعتبار زيادي داشته است.(1)

اوضاع اجتماعي،اقتصادي و فرهنگي دورۀ طاهريان

خراسان در اين دوره مورد توجه علويان و محل حضور آنها بود كه و رود امام رضا (ع) به اين حضور افزود. طاهريان پيرو مذاهب اهل سنت بوده از خلافت عباسي حمایت  و  قيامهاي علوي را سركوب مي‌كردند.(7)

آنان زبان عربي را پذيرفتند.نثر و  نظم در اين دوره عربي است.(8)

تشكيلات اداري طاهريان اقتباسي از خلافت عباسي بود كه نمونه‌اي از ديوانسالاري عهد ساساني بود.(9).

طاهریان و ایران

به طور معمول تصور بر این است که سلسه طاهری نخستین سلسه ایرانی نیمه مستقل ست که در ایران بعد از اسلام به قدرت رسیده است.سلسه بعدی عبارتند از صفاریان" سامانیان و ...

طاهریان ویژگیهای یک دولت نیمه مستقل همانند سلسه های یاد شده را نداستند.در عین حال یک تفاوت اساسی با امیران پیش از خود داشتند.ان تفاوت در این بود که امیران پیشین نه به صورت موروثی بلکه تنها با حکم خلفا سر کار امده و با حکم انان عزل میشدند بدون ان که قدرتی را به طور خانوادگی در میان خاندان خویش نگاه دارند : اما طاهریان ان چنان موضع استواری در خراسان داشتند که به صورت مورثی برای پنجاه سال حکومت را در اختیار گرفتند.این نکته تازه و تجربه ای بود که میتوانست زمینه را برای دولتهای بعدی که به سمت استقلال خواهی پیش رفتند فراهم کند. انها درامدی بر نظام سلسه سالاری مستقل ایرانی دوره بعد از خود هستند.با این حال از نظر اصول کار انها هر بار با حکم خلیفه جدید به حکومت خویش ادامه داده و به هر روی منصوب از طرف انان بودند.

 

طاهریان و فرهنگ

مساله دیگر درباره طاهریان ان است که انان مانند بسیاری از موالی ایرانی دیگر شرایط جدید را که شرایط عربی بود قبول کرده و زبان رسمی عربی را پذیرفتند.شگفت ان که ابن فندق بیهقی نوشته است: طلحه فرزند طاهر فردی عالم و نحوی بوده و سیبویه ادیب بر جسته عرب فصد رفتن نزد او را داشت که در مسیرعبور در شهر ساوه درگذشت.

منهاج سراج نیز نوشته است: عبدالله بن طاهر عظیم علم دوست بود تا غایتی که از امام ابوعبیدالقاسم بن سلام التماس نمود تا غریب الحدیث را برای او شرح کرد و در عوض ان صد هزار درهم نقره و خلع وافر داد.

طاهریان از موالی قبیله خزاعه بودند و این خود نوعی داخل شدن در نسب عربی بود.در این دوره پنجاه ساله نشانی از این که انها به زبان فارسی توجهی کرده یا زبان مزبور رشد و توسعه یافته باشد وجود ندارد.در حالی که در دوره سامانی ها اثار فراوانی در این باره یافت میشود.این زمان هنوز فارسی جدید به مرحله بلوغ نرسیده بود و زبان پهلوی نیز یارای مطرح شدن در عرصه فراتر از عرصه یک زبان خانگی و محلی را نداشت.

بنابر این باید از داشتن هر گونه اندیشه در اینباره که سلسه طاهری یک سلسه ایران گرا و حتی ایرانی به معنای نوعی ملی گرایی است پرهیز کرد.این زمان هنوز ایران به تمام معنا جزو لاینفک دنیای اسلام بود و جنبشهای ایرانی گرا همگی توسط امویان و عباسیان سرکوب سده و طاهریان در این زمینه از یاران عباسیان به شما می امدند

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388ساعت 5:5  توسط sajjad |